وقتی اسم پمپئی را میشنویم، یکی از اولین تصاویری که به ذهن میرسد، پیکرههایی از انسانهاست که انگار در یک لحظه به سنگ تبدیل شدهاند؛ آدمهایی که در آخرین لحظات زندگیشان همانطور که بودهاند، برای نزدیک به دو هزار سال در دل زمین باقی ماندهاند.
اما آیا واقعاً مردم پمپئی به سنگ تبدیل شدند؟
جواب کمی عجیبتر و البته جذابتر است: نه دقیقاً!
داستان واقعی، ترکیبی از فوران آتشفشانی، خاکستر، گرما، تجزیه بدن و یک فرآیند طبیعی بسیار جالب است.

آثار فوران وزوو همچنان اطلاعات تازهای درباره زندگی و مرگ ساکنان پمپئی ارائه میکنند.
روزی که وزوو فوران کرد
در سال ۷۹ میلادی، آتشفشان وزوو (Mount Vesuvius) در نزدیکی شهر پمپئی در ایتالیا فوران کرد. فوران آنقدر شدید بود که شهر پمپئی (Pompeii) و چند شهر اطراف آن خیلی سریع زیر حجم عظیمی از خاکستر و مواد آتشفشانی مدفون شدند.

رسوبات آتشفشانی بخشی از زندگی روزمره و آثار مردم پمپئی را برای نزدیک به دو هزار سال حفظ کردند.
بیشتر بخوانید:
نوع شهاب سنگ قاتل دایناسورها
زمرد ستاره آتوچا، نگین مجسمه گلدن ایگل
مردم فرصت زیادی برای فرار نداشتند. بعضیها در خانههایشان ماندند، بعضیها به دنبال راه فرار بودند و گروهی نیز در ساختمانها و پناهگاهها گرفتار شدند.
اما چیزی که این حادثه را برای دانشمندان امروزی شگفتانگیز کرده، فقط مرگ این افراد نیست؛ بلکه نحوه حفظ شدن آثار بدن آنهاست.
پس این «بدنهای سنگی» از کجا آمدند؟
اینجا یک نکته جالب وجود دارد.
وقتی بدن انسان زیر لایه ضخیمی از خاکستر و مواد آتشفشانی دفن شد، با گذشت زمان بافتهای نرم بدن شروع به تجزیه کردند. اما رسوبات اطراف بدن به تدریج سفت شدند.
در نتیجه، وقتی بدن کاملاً از بین رفت، فضایی تقریباً با همان شکل بدن در میان رسوبات باقی ماند.
یعنی زمین، مثل یک قالب طبیعی، شکل بدن را حفظ کرده بود.
باستانشناسان بعدها این حفرهها را پیدا کردند و داخل آنها گچ ریختند. بعد از سفت شدن گچ و برداشتن رسوبات اطراف، شکل سهبعدی بدن به دست آمد.

پس از تجزیه بافت نرم، حفرهای با شکل بدن در رسوبات باقی ماند؛ باستانشناسان بعدها این حفرهها را با گچ پر کردند.
به همین دلیل است که امروزه وقتی به برخی پیکرههای معروف پمپئی نگاه میکنیم، احساس میکنیم یک انسان در همان لحظه به سنگ تبدیل شده است.
در واقع، آنچه میبینیم در بسیاری از موارد قالب گچی از فضای باقیمانده بدن است، نه بدن سنگشده انسان.
حتی حالت بدنها هم حفظ شده است!
یکی از عجیبترین بخشهای ماجرا این است که این قالبها فقط شکل کلی بدن را نشان نمیدهند.
در بعضی موارد، وضعیت بدن، چین لباسها و حتی جزئیاتی از آخرین لحظات زندگی افراد قابل مشاهده است.

حتی وضعیت بدن و بخشهایی از لباس قربانیان در برخی قالبها قابل مشاهده است.
این موضوع باعث شده پمپئی به یکی از معدود مکانهایی در جهان تبدیل شود که میتوان در آن تصویری تقریباً سهبعدی از انسانهایی را دید که نزدیک به دو هزار سال پیش زندگی میکردند.
اما همهجا ماجرا یکسان نبود
شهر نزدیک هرکولانئوم (Herculaneum) سرنوشت متفاوتی داشت.
در این منطقه، جریانهای بسیار داغ آتشفشانی به شهر رسیدند و حرارت شدید روی بقایای انسانی تأثیر گذاشت. در بعضی نمونهها، استخوانها نشانههایی از تغییرات شدید حرارتی، شکستگی و آسیب ناشی از گرما را نشان میدهند.
بنابراین شرایط حفظ بقایا در پمپئی و هرکولانئوم کاملاً یکسان نبوده است.
آیا اینها فسیل هستند؟
اینجا هم باید کمی دقیق باشیم.
هر چیزی که ظاهری سنگمانند پیدا کند، لزوماً فسیل نیست.
فسیلشدن معمولاً فرآیندی بسیار طولانی است که در آن بقایای یک موجود زنده ممکن است در طول زمان تحت تأثیر مواد معدنی قرار بگیرند و بخشی از مواد اولیه آنها با مواد معدنی جایگزین شود.
اما در پمپئی، پدیده اصلی که باعث شکلگیری پیکرههای معروف شده، ایجاد قالب در رسوبات آتشفشانی بوده است.
پس بهتر است به جای اینکه بگوییم «مردم پمپئی سنگ شدند»، بگوییم:
«رسوبات آتشفشانی شکل بدن قربانیان را حفظ کردند.»
چرا این اتفاق برای زمینشناسان هم مهم است؟

آثار فوران وزوو همچنان اطلاعات تازهای درباره زندگی و مرگ ساکنان پمپئی ارائه میکنند.
پمپئی فقط یک سایت تاریخی نیست؛ یک نمونه فوقالعاده برای شناخت رفتار مواد آتشفشانی و نحوه حفظ بقایای زیستی در محیطهای آتشفشانی است.
نوع خاکستر، سرعت دفن، دما، ترکیب شیمیایی رسوبات و شرایط محیطی، همگی میتوانند روی سرنوشت بقایای یک موجود زنده تأثیر بگذارند.
به همین دلیل، این پدیده برای زمینشناسی، آتشفشانشناسی، باستانشناسی و حتی مطالعه فرآیندهای فسیلشدن اهمیت زیادی دارد.

پمپئی امروزی یک محوطه باستانشناسی است و در میان همین خانهها و خیابانها، آثار آخرین روز زندگی ساکنان بد اقبال شهر باقی مانده است.
یک شهر که در زمان متوقف شد
شاید عجیبترین قسمت داستان این باشد که فوران وزوو، با وجود اینکه زندگی هزاران نفر را گرفت، بخش بزرگی از شهر را نیز برای آیندگان حفظ کرد.
خیابانها، خانهها، وسایل روزمره، نقاشیهای دیواری، غذاها و حتی آثار بدن انسانها در زیر لایههای آتشفشانی باقی ماندند.
پمپئی به نوعی تبدیل به تصویری فریزشده از زندگی مردم روم باستان شد.
بنابراین اگر جایی شنیدید که «مردم ایتالیا در فوران وزوو به سنگ تبدیل شدند»، بهتر است بدانید پشت این جمله ساده، یک فرآیند زمینشناسی بسیار جالب قرار دارد.
آنها به معنای واقعی کلمه سنگ نشدند؛ بلکه آتشفشان شکل آخرین لحظات زندگیشان را در دل رسوبات حفظ کرد.
و شاید همین موضوع، پمپئی را به یکی از عجیبترین آرشیوهای طبیعی تاریخ بشر تبدیل کرده باشد.
منبع:pompeiisites

نظرات کاربران